الشيخ المنتظري
438
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
مرحوم شيخ محمّد عبده اين جمله را اين گونه معنا كرده است : « صارت الدّولة للحقّ بدله » ( 1 ) يعنى دولت و حكومت مال حق مىشود به جاى اين شخص . اما به نظر مى آيد اين معنى صحيح نباشد ، بلكه در اينجا « اديل » از باب افعال است و يكى از معانى باب افعال « ازاله » است ، مثل « أجلدت البعير » يعنى « أزلت جلده » پوستش را بر طرف كردم ، بر اين اساس معناى « اديل الحقّ منه » مىشود « ازيل دولة الحقّ منه » ، يعنى حكومت حق از اين شخص زائل مىشود و حقش از بين مى رود ، زيرا جهاد را ضايع كرده است . مرحوم ابن ميثم بحرانى عبارت را اين گونه معنا كرده است : « أديل الحقّ من فلان ، أى غلبه عليه عدوّه » ( 2 ) يعنى دشمنش بر او غلبه كرد . ظاهراً اين همان معناست كه ما گفتيم ; يعنى حقّ از او گرفته شد . « وَسِيمَ الْخَسْفَ وَمُنِعَ النَّصَفَ » ( و به ذلّت وادار و از انصاف و عدالت محروم مىشود . ) « سيم » مجهول « سام » است ، يعنى مكلَّف مىشود ، در قرآن مى فرمايد : ( يسومونكم سوء العذاب ) ( 3 ) يعنى « يكلّفونكم سوء العذاب » تكليف مى كنند به شما بدى عذاب را . « خسف » يعنى ذلّت . « نَصَف ، نُصْف ، نِصْف » هر سه به معناى عدالت است . اينها امورى است كه به طور طبيعى براى افرادى كه از جهاد اعراض مى كنند پيش مى آيد ، و آنان كه در راه خدا جهاد مى كنند عزيز و سربلند خواهند بود . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
--> 1 - نهج البلاغه عبده ، ج 1 ، ص 63 ، در شرح خطبه 2 - شرح ابن ميثم ، ج 2 ، ص 31 3 - سوره بقره ، آيه 49